بی تو با خیال تومیگذرم ازغبارنورازدیاردورعاطفهروی تخته سیاه نه سبزدلمینوسیم ازتو یک کلام" یک سلام بی صداپشت این سلام بی صداقصه ها نهفته استقصه هایی از شکوه یک حضورقصه هایی از بودن وشدنباتوبودن وعاشقت شدنغرق نورو اسمان شدندرزمین پرنده خدا شدنبانگاه منتظر به سوی جاده هاباشکسته های تنگ یک سکوتهم نوا شدن هم صدا شدنپشت این سلام بیصدا قصه ها نهفته استقصه هایی از باور و نیازباورنیازگل به خاک و ریشه اش به آفتاب وآبباورنیازشب به آسماننیازآسمان به ماهنیاز ماه پشت ابرها به بادنیاز سخره ها به موجنیازموجها به سخره هاباور نیازمن به تو نیاز تو به دیگرینیاز مابه دستهای گرم یکدگربه چشمهای مهربان همپشت این سلام بی صدا قصه ها نهفته استقصه هایی از هجوم خاطرهخاطرات کودکی خاطرات درس و مدرسهروزهای سرد و شال گردن سفیدخاطراتی از دیار باور ویقینکه درکشاکش دورنگی وریا به گل نشسته اندخاطرات نیمه شب به آسمان پریدن و شمردن ستاره هاخیال خام و دیدن ستارهءسهیلخاطرات دستمال گرم وچشمهای مهربانکه درنگاه های منتظر زیاد رفته اندپشت این سلام بی صداقصه ها نهفته است قصه ای که خواندنشنه کارمن نه کار توکه کار چشمهای ماستقصه ای
برچسب: خیال,خیال محمد,خیال خام پلنگ من,
نویسنده: هلیا عباسی
تاريخ: شنبه
13 آذر
1395 ساعت: 7:44